به گزارش دیار آذربایجان ، یادش بخیر! کودکیمان را می‌گویم. هر سال که به سن مان اضافه می‌شد از قنادی سر کوچه مان یک کیک می‌خریدیم، شمعی روی آن می‌گذاشتیم و با خانواده مان جشن کوچکی می‌گرفتیم. همان موقع بود که کادو‌ها را می‌آوردند و با شوق و هیجان آن‌ها را باز می‌کردیم.

بادکنک آرایی و جشن تولد لاکچری

یادش بخیر! کودکی‌مان را می‌گویم. هر سال که روز تولدمان می‌شد از قنادی سر کوچه یک کیک می‌خریدیم، شمعی روی آن می‌گذاشتیم و با خانواده‌مان جشن کوچکی می‌گرفتیم. همان موقع بود که کادو‌ها را می‌آوردند و با شوق و هیجان آن‌ها را باز می‌کردیم. اسباب بازی، لوازم التحریر و لباس. کادوهایی که از این دسته بود چقدر خوشحالمان می‌کرد. جشنی که ساده‌ی ساده برگزار می‌شد و خرج زیادی هم روی دست خانواده هایمان نمی‌گذاشت؛ و در نهایت چند عکس با دوربین‌های عکاسی قدیمی و آنالوگ می‌انداختیم و منتظر چاپ آن‌ها می‌ماندیم.

حالا همه چیز تغییر کرده است. خانواده هایی هستند که از یک سالگی فرزندشان جشن تولد می‌گیرند؛ آن هم جشن تولدی که هزینه آن گاهی از یک جشن عروسی هم بیشتر می‌شود؛ و این جشن‌ها هم هر سال با تولد فرزندشان تکرار می‌شود. این در حالی است که در پایان جشن به همه خوش می‌گذرد به جز بچه ها! چون که نوزاد یک ساله، دو ساله یا سه ساله دلش بازی‌های بچگانه می‌خواهد و اینکه آزادانه هر کاری دلشان بخواهد انجام دهد، اما در این جشن‌ها مدام به بچه‌ها تذکر داده می‌شود که ساکت باشند و دست به هیچ چیزی نزنند. دغدغه صاحبان جشن هم شده کیفیت غذا و تنوع آن و اینکه عکس هایشان خوب بیوفتد!

جشن تولد مثل جشن عروسی برای نوزاد یکساله!

چند روز پیش بود که برای جشن تولد دختر یکی از دوستانم دعوت شدیم. آن‌ها می‌خواستند یک سالگی فرزندشان را جشن بگیرند و به همین مناسبت کارت دعوتی را برایمان فرستادند و ما را به یک باغ واقع در شمال تهران دعوت کردند.

روز جشن رسید و برای رفتن به جشن تولد آماده شدیم و به سمت تالار حرکت کردیم. باورم نمی‌شد! هنگام ورود به باغ لباس‌های مهمانان دقیقا شبیه به جشن‌های عروسی انتخاب شده بود. به سمت دوستم که میزبان این جشن بودند رفتم که تبریک بگوییم و چشمم به دخترشان افتاد، نوزاد یکساله‌ای که در جشن تولدش لباسی شبیه به لباس عروس پوشیده بود و تلی به شکل تاج عروس روی سرش گذاشته بودند! بعد از تبریک دنبال جایی برای نشستن می‌گشتم که صدای موزیک زنده‌ای را شنیدم که خواننده آن یک زن بود. البته دقایقی بعد فهمیدم که او را دیجی باران صدا می‌زنند!

دیجی باران شروع به خواندن کرد و مادران را برای اینکه جشن شاد و مفرحی داشته باشند به وسط باغ دعوت می‌کرد. چند لحظه بعد صدای جیغ و آواز مادران شنیده می‌شد که در حال خوش گذراندن و خندیدن بودند. کمی آن طرف‌تر چشمم به دختر بچه سه ساله‌ای افتاد که از شدت صدای زیاد آهنگ گریه اش گرفته بود، برای اینکه آرام شود سمتش رفتم و دنبال مادرش گشتم. تا اینکه متوجه شدم مادرش در میان جمع در حال آواز خواندن است و به طور کل دخترش را فراموش کرده است!

با خودم فکر کردم که این جشن برای مادران برگزار شده یا برای آن نوزاد یکساله؟ یا برای دختربچه‌ها و پسر بچه هایی که در این باغ بهشان خوش نمی‌گذرد؟

۴ نوع غذا برای جشن تولدی لاکچری!

دیجی باران از پشت میکروفون به مادران می‌گفت که حلقه‌ای را تشکیل دهند و دست هایشان را هماهنگ با او حرکت دهند. مادران که لحظات شادی را تجربه می‌کردند به طول کلی کودکانشان را فراموش کرده بودند؛ اینکه آن‌ها کجا هستند؟ بهشان خوش می‌گذرد؟ خطری آن‌ها را تهدید نمی‌کند؟

از دوستم که میزبان این جشن است راجع به هزینه حضور دیجی باران سوال پرسیدم. او گفت: «خیلی تلاش کردم تا قبول کند که به این جشن بیاید، مراسم را خوب می گرداند و از او راضی هستم. قیمت ۴ میلیون تومان را توافق کردیم. او معروف است و برخی از دوستانم او را می شناسند.»

کمی آنطرف‌تر فیلمبردار را دیدم که از جزییات فیلمبرداری می‌کرد. یک عکاس هم کنار او بود که از کودکان و دختربچه‌ای که تولدش بود عکس‌های خاص می‌انداخت. وقتی از او راجع به هزینه های عکاسی و فیلمبرداری جشن تولد سوال پرسیدم، گفت: «بستگی دارد که چقدر جشن طول بکشد و چند عکس چاپ کنید، اما قیمت های ما از سه میلیون تومان شروع می شود و هر چقدر که عکس بیشتر بخواهید یا زمان بیشتری از ما بگیرد، هزینه بالاتر می رود.»

ساعاتی به جشن و آواز و فیلمبرداری گذشت تا اینکه نوبت به شعبده بازی رسید! شعبده بازی که تمام تلاشش را می کرد تا کودکان را سرگرم کند و البته در کارش هم موفق بود. او با سرگرمی هایش توانست لحظاتی لبخند به لبان بچه ها و البته مادرانشان بنشاند.

بعد از شعبده بازی نوبت به شام رسید. میز شام که از ۴ نوع غذا چیده شده بود. مهمانان را برای صرف شام به پای میز دعوت کردند و لحظات آخر جشن تولد لاکچری سپری می‌شد.

جشن به پایان رسید و هدایای گرانقیمت به نوزادی که نمی‌دانست چه اتفاقی در اطرافش می افتد، تقدیم شد. با یک حساب سرانگشتی برای هزینه باغ، بادکنک آرایی، شام، میوه، شیرینی، شعبده‌بازی، دیجی و فیلمبردار، می‌شود فهمید که هزینه‌های این جشن کمتر از جشن عروسی نشده است! اما سوال اینجاست که برپایی چنین جشن هایی تا چه اندازه توجیه دارد و پذیرفتنی است؟

تجملات و فاصله گرفتن از الگو‌های اسلامی

تفکر افراد در حال تغییر است و به سمت خودنمایی و تجمل گرایی رفته است. تا جایی که آن‌ها را به سمت هزینه کردن‌های بیجا سوق می‌دهد. هزینه هایی که اولین آسیب را به اقتصاد خانواده می‌زند و بعد از آن باعث تربیت نادرست فرزندان می‌شود. زیرا که این جشن‌ها در نظر کودکان عادی به نظر می‌آید و به تدریج تبدیل به یک نیاز برای آن‌ها می‌شود.

اگر به بحث مالی این جشن‌ها که در حال تبدیل شدن به عادت برای برخی از خانواده‌ها شده صرف نظر کنیم، اثرات منفی این جشن‌ها در روحیه کودکان یکی دیگر از آسیب هایی است که به جامعه وارد می‌شود. مغرور شدن بچه‌ها به تدریج و شکل گرفتن شخصیتی که هیچ شباهتی به الگو‌های اسلامی، ایرانی ما ندارد. بی توجهی به داشته ها، زیاده خواهی و خود بزرگ بینی از جمله آثاری است که ناخود آگاه در کودک شکل می‌گیرد و رشد می‌کند.

اگر برای برگزاری جشن تولدهای لاکچری که در میان خانواده‌های تجملاتی در حال رواج یافتن است فکری نکنیم در مدتی کوتاه این مسئله تبدیل به یک فرهنگ عمومی می‌شود. آنوقت بچه هایی که خانواده‌های ضعیف و حتی متوسط دارند همیشه باید کمبود نداشتن خاطره یک جشن تولد را در ذهن داشته باشند و این یعنی ظلمی که خودمان داریم در حق خودمان می‌کنیم.

انتهای خبر /

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious