به گزارش دیار آذربایجان ، منطقه خاورمیانه که از یک سو دارای بیشترین ذخایر شناخته شده سوختهای فسیلی جهان بوده و از جانبی دیگر ، در یکی از استراتژیک ترین مناطق جغرافیایی که پیوند دهنده سه قاره مهم آسیا،اروپا و آفریقا می باشد قرار گرفته است ، بیش از هر زمان دیگری در آستانه برافروخته شدن جنگ و درگیری دامنه داری قرار گرفته است.

برخلاف پیش بینی ها که حصول توافقنامه برجام توسط ایران و کشورهای غربی و همچنین عقب راندن گروه های تروریستی مانند داعش و النصره از مناطق گسترده ای از خاک سوریه و عراق را پیش درآمدی برای کاهش التهابات در منطقه آشوب زده خاورمیانه و بازگشت نسبی صلح وثبات وآرامش ارزیابی می کردند ، ولی رویدادهای چندهفته اخیر نشان داد که پروژه پیچیده وخطرناک دیگری برای تقویت تنش و بی ثباتی در این مختصات جغرافیایی در حال پیاده سازی است.

اقدام شتابزده و غیرقانونی سردمداران اقلیم کردستان برای برگزاری رفراندم استقلال از خاک عراق ، تحریم قطر و مهمتر از آن تحولات داخلی و ماجراجویی های خارجی هیات حاکمه جدید عربستان سعودی ، جوانب جدیدی از این پروژه را در معرض دید عموم قرار داده است.شلیک موشک بالستیک به فرودگاه ریاض توسط حوثی های یمن ، دست آویزی برای طرح اتهامات تند و تیز توسط مقامات سعودی بر علیه کشورمان شده است و مقامات این کشور با اتخاذ ادبیاتی تند و تحریک کننده ، ایران را به واکنش متقابل تهدید می کنند.بازداشت گسترده اشراف و شاهزادگان ناهمسو با ولیعهد جوان عربستان و اقدام خارج از قواعد دیپلماتیک عربستان در مجبور به استعفا کردن سعدحریری نخست وزیر لبنان ، در کنار اخباری که از قریب الوقوع بودن جانشینی محمدبن سلمان بجای پدر سالخورده و بیمارش به گوش می رسد گویای این واقعیت است که رویکرد وخط مشی هیات حاکمه جدید عربستان ، اهدافی بلندمدت و گسترده تری را از تغییر بافت حاکمیت این کشور عربی دنبال می کند.

در کنار هم قرار دادن این تحولات با رویدادهایی از قبیل اعلام استراتژی جدید رئیس جمهور آمریکا در قبال توافقنامه هسته ای ایران که راه را برای تحریم های جدید و سنگ اندازی در اجرای برجام باز می کند و همچنین انتشار اسنادی از محل اختفای بن لادن که ایران را متهم به تشویق القاعده برای حمله به منافع ایالات متحده می نماید ، پازلی تمام نما از بازی خاورمیانه ای قدرتهای بزرگ به نمایش می گذارد.بازی بلندپروازانه ای که مقابله با نفوذ روزافزون ایران در منطقه و زمینه سازی برای هژمونی عربی-آمریکایی در خاورمیانه را در کانون اهداف خود قرار داده است.

تقارن حضور افراد ماجراجو و جنگ طلبی چون ترامپ ، نتانیاهو و محمدبن سلمان در راس کشورهای ایالات متحده آمریکا ، رژیم صهیونیستی و عربستان که وجه مشترک بارزی در خصومت با ایران دارند ، دست های پشت پرده و بازیگران فرامنطقه ای را که منافع خود را در تشدید بی ثباتی و جنگ افروزی در این منطقه حساس و استراتژیک می بینند ، به این باور سوق داده است که فرصتی تاریخی و دیریاب برای مقابله با آنچه تهدید ایران می نامند به دست آمده است.با توجه به سمت وسوی تحولات ، می توان انتظار داشت که لبنان و جنبش حزب اله بعنوان آوردگاه ائتلاف نانوشته سه کشور مذکور و حامیان منطقه ای آنها با ایران در نظر گرفته شده است و شاید به زودی ، شاهد تشدید بهانه جویی ها بر علیه حزب اله برای آغاز منازعه نظامی در لبنان باشیم .

حزب اله لبنان ، پس از نقش موثر و پررنگی که درعقب راندن تروریست های داعش از مناطق تحت تصرف خود در سوریه ایفا کرد به نوعی موازنه قدرت در منطقه را به نفع ایران تغییر داده است که به نوبه خود ، این جنبش را تبدیل به هدف اصلی انتقام جویی های سیاسی نموده است. با توجه به شواهد صهیونیست ها و عربستان که تلاشهای چندین ساله آنها برای سوق دادن ایالات متحده به سمت درگیری مستقیم با ایران به نتیجه مطلوب نرسیده است ، قصد دارند با ایجاد درگیری نظامی با حزب اله لبنان ، پای ایران را به مناقشه باز کنند تا بتوانند زمینه را برای رویارویی مستقیم ایالات متحده با کشورمان را فراهم نمایند.حاکمان سعودی و رژیم صهیونیستی بر این باورند که ناکامی آنها در جلوگیری از دست یابی ایران به توافق بین المللی برجام ، باعث شده است که ایران بتواند با فراغ بال و آرامش خاطر با تقویت جریانات و جنبش های وفادار به خود از سوریه و لبنان و یمن و عراق گرفته تا قطر و بحرین و افغانستان ،  روز به روز بر نفوذ و تاثیرگذاری خود در منطقه بیافزاید و اگر نتوانند در این مقطع زمانی جلوی پیش روی اهداف منطقه ای ایران را بگیرند ، به زودی مجبور خواهند شد در پایتخت های خود با قدرت نمایی متحدین ایران دست  و پنجه نرم کنند.

در این میان ، آنچه به نظر می رسد که توسط طراحان و صحنه پردازان چنین سناریوهایی تعقیب می شود این است که نقض توافقنامه برجام و تشدید تحریمها بر علیه ایران علی رغم حسن نیتی که مسئولین کشورمان در تحت نظارت قرار دادن فعالیت های هسته ای خود نشان دادند ، باعث خواهد شد که عملا ایران در سردو راهی مهم و سرنوشت سازی که به نحوی آرایش سیاسی خاورمیانه را متاثر از خود خواهد کرد قرار بگیرد.بر این اساس زمین بازی به صورتی طراحی می شود که یا ایران شاهد از دست رفتن ثمرات برجام و عقب نشینی جنبش های طرفدار خود از مواضعی که در اختیارگرفته اند باشد ، و یا اینکه وارد منازعه تمام عیار نظامی برای حفظ مزیت نسبی خود در معادلات منطقه شود.

در صورت اتخاذ مسیر اول، ایران شاهد عدم ایفای تعهدات آمریکا در توافقنامه برجام و مانع تراشی های جدید بر سر اجرای مفاد توافقنامه خواهد بود که بصورت منطقی ، روند رشد اقتصادی و دسترسی ایران به بازارهای بین المللی برای تامین نیاز داخلی و فروش محصولات خود را متوقف نموده و توفیق دولت در کنترل تورم، مهار قیمتها و مقابله با پدیده بیکاری را با چالشی اساسی مواجه خواهد نمود . از سوی دیگر ، بواسطه کاهش منابع ارزی این کشور قادر نخواهد بود از گروه های مورد حمایت خود در یمن،لبنان،عراق وسوریه حمایت موثری به عمل آورده و مسیر برای سرکوب یا خلع سلاح این جریانات در سایه فشارهای سیاسی یا برخوردهای نظامی هموار خواهد شد.

در شرایطی هم که ایران نخواهد و یا نتواند تنها نظاره گر برچیده شدن حوزه نفوذ و عمق استراتژیک خود در خاورمیانه باشد و امیدی برای اجرای تعهدات کشورهای غربی در توافقنامه برجام نیز نداشته باشد ، مجبور خواهد شد که برای دفاع از منافع خود وارد رویارویی مستقیم با رقبای منطقه ای خود شود که در این شرایط عربستان ورژیم صهیونیستی امیدوارند که ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی نیز در صورت روبرو شدن با چنین شرایطی ، در کنار آنها برای مقابله با تهدید ایران قرار بگیرند.

آنچه که ایران طی ماهها وهفته های گذشته بعنوان رویکرد خود برای مدیریت شرایط متغیر و شتاب گرفته منطقه ای وبین المللی مد نظر قرار داده است ، جلوگیری از خروج یک جانبه آمریکا از توافقنامه برجام از طریق تشویق کشورهای اروپایی برای اعمال فشار بر ایالات متحده بوده است.از سوی دیگر هرچند که مسئولین کشور مواضع قاطعی در مورد اتهام پراکنی ها و تهدیدات مستقیم و غیرمستقیم ولیعهد جوان و جاه طلب عربستان اتخاذ می کنند ، ولی بصورت ملموسی از ورود به میدان بازی رقیب و بکارگیری ادبیات هیجانی واحساسی خودداری می کنند که نشانه روشنی از درایت و هوشمندی مسئولین عالیرتبه کشورمان دارد.

در این میان به نظر می رسد که برخی افراد وکشورها که با اقدامات تحریک آمیز و ملتهب کردن فضا قصد کشاندن ایران به تقابل نظامی دارند ، متغیر مهمی را مغفول گذاشته اند که آن هم ، اتحاد و همدلی و انسجامی است که مردم ایران در مقابل تهدیدات بدخواهان و دشمنان قسم خورده کشور از  خود در طول تاریخ نشان داده اند . هرچند نظام جمهوری اسلام در پیشبرد سیاست های اصولی خود هر گونه تنش و درگیری میان کشورهای همسایه ومسلمان را تکمیل کردن پازل کشورهای مداخله گر فرامنطقه ای می داند ، ولی تجربه نشان داده است که اگر مجبور به دفاع از کیان و موجودیت و استقلال خود باشد هیچ کشوری در منطقه به تنهایی و یا تشکیل ائتلاف های شکننده ای که دلارهای نفتی خمیرمایه آنها را شکل دهد ، نمی تواند در مقابل رشادت و سلحشوری و یکپارچگی ملت ایران مقاومت نماید.

دشمنان وتوطئه گران باید بدانند که ایران با رعایت توافقنامه هسته ای ، خواستار صلح و ثبات و همزیستی و مودت منطقه ای و بین المللی برای بهره مندی تمام کشورها از منافع همکاری های متقابل است . ولی اگر به دلایل واهی و علی رغم کلیه موازین شناخته شده حقوقی و بین المللی ، برخی کشورها قصد داشته باشند با تحریم و فشار و جنگ روانی و رسانه ای ثبات و امنیت و موجودیت ایران اسلامی را مخدوش نمایند ، بدون تردید ایرانیان چون پیکره ای واحد و تمام قوا در مقابل آنها خواهد ایستاد و آنها را از اقداماتشان پشیمان خواهد نمود.

به عبارتی دیگر ، هرچند کشورهایی چون عربستان یا رژیم صهیونیستی به گمان خود می توانند در راستای رقابت های منطقه ای یا اختلافات ایدئولوژیک ایران را در برزخ عقب نشینی در مقابل خواسته های نامشروع خود و یا رویارویی با متحدین فرامنطقه ای اعراب قرار دهند ، ولی نظام سیاسی ایران نشان داده است که با تکیه بر ظرفیت ها و توانایی های خود ، می تواند قواعد بازی را عوض کرده و طرف مقابل را بر سر دوراهی به جان خریدن ریسک بزرگ رویارویی نظامی با ایران یا به رسمیت شناختن حقوق سیاسی واقتصادی خود قرار دهد.

ترامپ ، نتانیاهو و بن سلمان محور خباثت در جامعه بین المللی هستند . محوری که قصد دارد افراطی گری ، خشونت و نژادپرستی را همچون ویروسی خانمان سوز ، در سراسر منطقه خاورمیانه و جهان شیوع دهد.بطور حتم این کشورها نه تنها در پیشبرد اهداف خود که همانا نفرت پراکنی،جنگ افروزی و فرقه گرایی است ناکام خواهند ماند ، بلکه موجبات انزوای روزافزون خود را در سطح جهانی فراهم خواهند نمود.با این وجود مشخص است که جهان هزینه گزافی باید برای جبران تبعات حضور چنین افرادی در راس حاکمیت کشورهایشان بپردازد.

امیرعباس سلطانپور

کارشناس و تحلیل گر سیاسی

انتهای خبر /

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious