به گزارش دیارآذربایجان، نخستین پیامد، شکلگیری احساس «بیخبر ماندن» است؛ وضعیتی که با نگرانی دائمی از عقبافتادن از اخبار مهم، ترس از دست دادن فرصتها و حس بیثباتی در زندگی روزمره همراه میشود. ذهن انسان برای پیشبینی و کنترل نسبی آینده طراحی شده است و وقتی جریان اطلاعات ناگهان قطع میشود، این توان پیشبینی دچار اختلال میگردد.
برای بسیاری از افراد، اینترنت دیگر ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه ستون اصلی ارتباط با خانواده، همکاران، و شبکههای علمی و حرفهای محسوب میشود. قطع این بستر، بهطور واقعی میتواند حس تنهایی و جداافتادگی ایجاد کند؛ انزوایی که لزوماً ظاهری نیست، اما در تجربه درونی فرد بهشدت احساس میشود.
از سوی دیگر، وقتی فعالیتهای ساده روزمره مانند ارتباط کاری، ارسال فایل، پیگیری امور علمی یا اداری ناگهان غیرممکن یا بسیار دشوار میشود، ذهن وارد چرخهای از تلاش مداوم برای حل بنبستها میگردد. این «استرس عملیاتی دائمی» بهتدریج منابع روانی فرد را فرسوده و خستگی ذهنی ایجاد میکند.
در افرادی که فعالیتهای بینالمللی، پژوهشی یا ارتباطات علمی گسترده دارند، این فشار بهمراتب شدیدتر است. قطع اینترنت در این گروه اغلب با احساس بیاثر شدن تلاشها، از دست رفتن حس دیدهشدن در جامعه علمی و تضعیف انگیزه برای ادامه پروژهها همراه میشود. این تجربه، برای پژوهشگران نهتنها یک وقفه کاری، بلکه تهدیدی برای هویت حرفهای آنان است.
نکته نگرانکنندهتر، شکلگیری تدریجی نوعی درماندگی آموختهشده است؛ زمانی که فرد احساس میکند هیچ نقشی در ایجاد یا رفع این محدودیت ندارد و «هر کاری بکند، نتیجهای در اختیار او نیست». این حالت، یکی از زمینههای مهم بروز افسردگی محسوب میشود.
در سطح روابط نزدیک، قطع اینترنت میتواند به افزایش عصبانیتهای کوتاهمدت، زودرنجی و تنشهای خانوادگی یا شغلی منجر شود؛ چرا که فشار روانی راه تخلیه سالم پیدا نمیکند. همزمان، اشتغال ذهنی مداوم با پرسشهایی مانند «کی وصل میشود؟ چه چیزی را از دست دادم؟ چطور ارتباط بگیرم؟» تمرکز علمی و توان تفکر عمیق را بهطور محسوسی کاهش میدهد.
در نهایت، باید توجه داشت که قطع اینترنت جهانی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت توان سازماندهی و انتقال پیام اعتراضات را تا حدی تضعیف کند، اما ابزار قاطعی برای پیشگیری کامل از نارضایتیهای اجتماعی نیست. تجربه نشان میدهد که این اقدام بیشتر فرآیندها را تغییر میدهد، نارضایتی را عمق میبخشد و مسیرهای جایگزین ارتباطی را فعال میکند.
از این منظر، قطع اینترنت بیش از آنکه راهکاری پایدار برای مدیریت نارضایتی اجتماعی باشد، ابزاری موقتی برای مدیریت بحران است؛ ابزاری که هزینههای روانی و اجتماعی آن، بهویژه برای گروههای علمی و حرفهای، نباید نادیده گرفته شود.
به قلم دکتر سودابه داوران | استاد دانشگاه علوم پزشکی تبریز
انتهای پیام/
برای بسیاری از افراد، اینترنت دیگر ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه ستون اصلی ارتباط با خانواده، همکاران، و شبکههای علمی و حرفهای محسوب میشود. قطع این بستر، بهطور واقعی میتواند حس تنهایی و جداافتادگی ایجاد کند؛ انزوایی که لزوماً ظاهری نیست، اما در تجربه درونی فرد بهشدت احساس میشود.
از سوی دیگر، وقتی فعالیتهای ساده روزمره مانند ارتباط کاری، ارسال فایل، پیگیری امور علمی یا اداری ناگهان غیرممکن یا بسیار دشوار میشود، ذهن وارد چرخهای از تلاش مداوم برای حل بنبستها میگردد. این «استرس عملیاتی دائمی» بهتدریج منابع روانی فرد را فرسوده و خستگی ذهنی ایجاد میکند.
در افرادی که فعالیتهای بینالمللی، پژوهشی یا ارتباطات علمی گسترده دارند، این فشار بهمراتب شدیدتر است. قطع اینترنت در این گروه اغلب با احساس بیاثر شدن تلاشها، از دست رفتن حس دیدهشدن در جامعه علمی و تضعیف انگیزه برای ادامه پروژهها همراه میشود. این تجربه، برای پژوهشگران نهتنها یک وقفه کاری، بلکه تهدیدی برای هویت حرفهای آنان است.
نکته نگرانکنندهتر، شکلگیری تدریجی نوعی درماندگی آموختهشده است؛ زمانی که فرد احساس میکند هیچ نقشی در ایجاد یا رفع این محدودیت ندارد و «هر کاری بکند، نتیجهای در اختیار او نیست». این حالت، یکی از زمینههای مهم بروز افسردگی محسوب میشود.
در سطح روابط نزدیک، قطع اینترنت میتواند به افزایش عصبانیتهای کوتاهمدت، زودرنجی و تنشهای خانوادگی یا شغلی منجر شود؛ چرا که فشار روانی راه تخلیه سالم پیدا نمیکند. همزمان، اشتغال ذهنی مداوم با پرسشهایی مانند «کی وصل میشود؟ چه چیزی را از دست دادم؟ چطور ارتباط بگیرم؟» تمرکز علمی و توان تفکر عمیق را بهطور محسوسی کاهش میدهد.
در نهایت، باید توجه داشت که قطع اینترنت جهانی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت توان سازماندهی و انتقال پیام اعتراضات را تا حدی تضعیف کند، اما ابزار قاطعی برای پیشگیری کامل از نارضایتیهای اجتماعی نیست. تجربه نشان میدهد که این اقدام بیشتر فرآیندها را تغییر میدهد، نارضایتی را عمق میبخشد و مسیرهای جایگزین ارتباطی را فعال میکند.
از این منظر، قطع اینترنت بیش از آنکه راهکاری پایدار برای مدیریت نارضایتی اجتماعی باشد، ابزاری موقتی برای مدیریت بحران است؛ ابزاری که هزینههای روانی و اجتماعی آن، بهویژه برای گروههای علمی و حرفهای، نباید نادیده گرفته شود.
به قلم دکتر سودابه داوران | استاد دانشگاه علوم پزشکی تبریز
انتهای پیام/
بازار فیلترشکن داغتر شد +فیلم








دیدگاهتان را بنویسید