×
×

اینترنت ناپایدار؛ مالیات پنهانِ نوآوری

  • کد نوشته: 14000
  • بهمن ۱۲, ۱۴۰۴
  • ۰
  • نصر: نوید نیک‌پی، مدیر ارشد اجرایی اندرز، در یادداشتی که برای دیجیاتو نوشته از ناپایداری اینترنت به عنوان یک مالیات حوزه نوآوری یاد می‌کند. به گفته او این هزینه در هیچ بودجه‌ای ثبت نمی‌شود، اما روی تصمیم سرمایه‌گذاری، هزینه جذب، بهره‌وری تیم‌ها و کیفیت خدمات اثر می‌گذارد.

    اینترنت ناپایدار؛ مالیات پنهانِ نوآوری
    به گزارش دیارآذربایجان به نقل از دیجیاتو، این متن شکایت نیست؛ بیان یک انتخاب و یک پیش‌بینی خودمحقق‌کننده است. انتخاب ما روشن است: ادامه می‌دهیم، چون مسئله‌ای که حل می‌کنیم واقعی است. پیش‌بینی ما هم روشن است: روزی می‌رسد که ناپایداری اینترنت دیگر «مالیات پنهان» نیست؛ چون اعتماد عمومی و کیفیت سیاست‌گذاری به نقطه‌ای می‌رسد که حل مساله‌های واقعی، هزینه‌ اضافیِ نامرئی نداشته باشد و تحویل خدمت با کیفیت، به یک استاندارد غیرقابل‌چانه‌زنی تبدیل شود.
    در ادبیات اقتصادی، بعضی هزینه‌ها در صورت‌های مالی دیده نمی‌شوند اما تصمیم‌گیری را عمیقاً منحرف می‌کنند. ناپایداری اینترنت یکی از همان هزینه‌هاست: نه ردیف بودجه دارد، نه نرخ رسمی، نه سازوکار جبران؛ اما روی بهره‌وری، سرمایه‌گذاری و رقابت‌پذیری اثر مستقیم می‌گذارد. برای بسیاری، «قطعی اینترنت» یک خبر یا یک بحث سیاسی است؛ اما برای کسب‌وکارهای دیجیتال، به‌خصوص تیم‌های نوپا، این پدیده عملاً به معنی افزایش هزینه تولید و کاهش قابلیت اتکا است؛ چیزی شبیه مالیات، اما پنهان و غیرقابل محاسبه در لحظه.
    «اندرَز» نمونه‌ای از همین اقتصاد نوپاست؛ تیمی کوچک که روی یک مسئله واقعی کار می‌کند. یعنی کمک به دانش‌آموزی که در میانه اضطراب امتحان و کنکور نیاز به پاسخ درست و سریع دارد. این خدمت، یک محصول تک‌لایه نیست. زنجیره‌ای است از ارسال سؤال تا ارتباط با متخصص، از پرداخت تا پشتیبانی، از زیرساخت تا پایش خطا و امنیت. اینترنت در این زنجیره فقط «کانال ارتباطی» نیست؛ شرط امکان تحویل ارزش است.
    در اقتصاد سنتی، اختلال اینترنت معمولاً به کاهش فروش یا کندی عملیات تعبیر می‌شود؛ اما در اقتصاد دیجیتال، اختلال اینترنت به معنی افت کیفیت خدمت و توقف تحویل ارزش است. اینجاست که هزینه پنهان شروع می‌شود. تجربه‌ بد کاربر، حتی اگر دسترسی‌اش به سرویس برای چند بار کوتاه مختل شود، سریعا باعث کاهش اعتماد می‌شود. کاربری که تجربه خراب می‌گیرد، علت را تفکیک نمی‌کند؛ فقط نتیجه را می‌بیند. این افت اعتماد به زبان اقتصاد یعنی «کاهش نرخ بازگشت»، «افزایش نرخ ریزش» و در نهایت «افزایش CAC» برای جبران خروج کاربران. تیم نوپا به‌جای سرمایه‌گذاری روی رشد و نوآوری، مجبور می‌شود منابع محدودش را صرف بقا، پشتیبانی واکنشی و مدیریت بحران کند. یعنی دقیقاً همان چیزی که بهره‌وری را می‌کاهد.
    بنابراین مساله فقط «تکنولوژی» نیست؛ مساله ریسک سیستماتیک برای اقتصاد دیجیتال است. وقتی کیفیت اتصال قابل پیش‌بینی نیست، نرخ تنزیل ذهنی سرمایه‌گذار بالا می‌رود؛ تصمیم‌های توسعه به تعویق می‌افتد و نیروی انسانی، حتی بدون مهاجرت فیزیکی، وارد «مهاجرت ذهنی» می‌شود. در نتیجه‌ آن، امید سرمایه‌گذار و کسب‌وکار به برنامه‌ریزی بلندمدت از بین می‌رود و به‌تدریج پروژه‌های پرریسک را کنار می‌گذارند.
    البته تیم‌ها می‌توانند تاب‌آوری بسازند؛ مسیرهای جایگزین طراحی کنند؛ هزینه‌ها را بهینه کنند و تجربه کاربر را تا حدی مقاوم کنند؛ اما تاب‌آوری جایگزین اتصال پایدار نمی‌شود. اقتصاد دیجیتال بدون اتصال پایدار شبیه بیمارستان بدون برق است. شاید با ژنراتور مدتی دوام بیاورد؛ اما نمی‌تواند استاندارد خدمت‌رسانی را برای همیشه روی حالت اضطرار بنا کند. نتیجه این وضعیت، عادی‌سازی کیفیت پایین خدمات و گران شدن نوآوری است.
    از این رو، «مالیات پنهانِ اینترنتِ ناپایدار» صرفاً یک تعبیر ادبی نیست؛ توصیف یک واقعیت اقتصادی است: هزینه‌ای که در هیچ بودجه‌ای ثبت نمی‌شود، اما روی تصمیم سرمایه‌گذاری، هزینه جذب، بهره‌وری تیم‌ها و کیفیت خدمات اثر می‌گذارد. خروجی‌اش روشن است: تیم‌های کوچک محافظه‌کارتر می‌شوند. سرمایه‌گذاری جسورانه کندتر پیش می‌رود و ظرفیت حل مسئله‌های اجتماعی، از آموزش تا سلامت، کوچک‌تر می‌شود.
    فراتر از این‌ها، این ناپایداری منجر به یک تله میان‌مایگی اجباری می‌شود. وقتی زیرساخت غیرقابل اتکاست، نوآوری‌های لبه تکنولوژی، که نیازمند اتصال پایدار و باکیفیت هستند، عملاً از دستور کار خارج می‌شوند. در چنین فضایی، تیم‌ها به جای طراحی راه‌حل‌های پیشرو و جسورانه، به سمت تولید محصولات «حداقلی» و ساده سوق داده می‌شوند؛ چرا که هزینه و ریسک ارائه یک خدمت سطح‌بالا در محیطی لرزان، توجیه اقتصادی ندارد. این یعنی ما نه‌تنها بابت قطعی‌های امروز هزینه می‌دهیم، بلکه از پتانسیل رشد و پیشرفت‌های آینده نیز محروم می‌شویم؛ نوعی عقب‌ماندگی تحمیلی که در آن «بقا» جایگزین «تعالی» می‌شود.
    انتهای پیام/
    برچسب ها

    اخبار مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *